gototopgototop
حقایق پنهان (تأمّلی كوتاه در تحریف اسناد فاطمیّه) PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط گروه طرح و تحقیق فاطمیّه   


1- در نقل جریان حمله عمر به خانه حضرت زهراعلیهاالسلام در کتاب «مروج الذهب» چه تحریفی صورت گرفته است؟

پاسخ:

ابن ابیالحدید معتزلی اذعان میکند که در قرن ششم، در کتاب مسعودی، نام خلیفه دوم به عنوان عامل اصلی ماجرای هجوم به بیت فاطمه‌علیها‌السلام و تهدید به آتش زدن آن، آمده است؛ اما در برخی چاپ‌های امروزین کتاب «مروج الذهب» این نام حذف گردیده و ماجرا با صیغه فعل مجهول آمده است.

2- تحریف در نوشتار «بلاذری» در مورد شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن‌علیهماالسلام چگونه ثابت می‌شود؟

پاسخ:

علامه بیاضی از علمای بزرگ شیعه، در کتاب «الصراط المستقیم» چنین مینویسد:

از جمله آن موارد [و اعمال ناشایست خلیفه دوم] آن مطلبی است که بلاذری [از علمای سنی‌مذهب] نقل کرده و در میان شیعیان نیز مشهور است که او (عمر بن خطاب) فاطمه‌علیهاالسلام را آن‌چنان بین در و دیوار قرار داد، که [فاطمه‌علیهاالسلام، فرزندش] محسن را سقط نمود.

با جستجو در کتاب‌های چاپ شده از بلاذری، میتوان به روشنی دید که چنین مضمونی، در این آثار به چاپ نرسیده است.

3- نمونه‌ای از عدم افشای حقیقت و ممانعت از انتشار آن در ماجرای سقط حضرت محسن‌علیه‌السلام را ذکر کنید.

پاسخ:

ابن ابیالحدید معتزلی از استادش «ابو [یحیی] جعفر النقیب» چنین نقل میکند:

هنگامی که [در فتح مکه] رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله به کشتن هبار بن اسود اجازه داده بود؛ به سبب آن که وی، زینب [دخترخوانده رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله و از زنان مسلمان] را ترسانید، به صورتی که زینب فرزندی را که در شکم خود داشت، سقط کرد؛ پس روشن است که اگر آن حضرت زنده بود، حتماً مباح می‌کرد خون کسی را که فاطمه‌علیها‌السلام را ترساند تا آن‌جا که فرزندی را که در بطنش داشت، سقط نمود.

[ابن ابیالحدید میگوید:] گفتم:

آیا از تو روایت کنم قول آن گروه را که میگویند:

«فاطمه‌علیهاالسلام ترسانده شد، پس محسن را سقط کرد.»؟

پس [استاد] پاسخ میگوید:

از من روایت نکن و بطلان این ماجرا را نیز از قول من نقل ننما؛ چرا که من در این موضوع توقف کردهام [و سکوت اختیار میکنم!]

4- شهادت حضرت زهراعلیهاالسلام در منطق اهل سنت چگونه اثبات می‌شود؟

پاسخ:

طبق نقل مورخین، «هبار بن اسود» در سال دوم هجری به زینب حمله کرد و او را به گونهای ترساند که فرزندش را سقط نمود. زینب بر اثر این ماجرا، به خونریزی‌های ناپیوسته‌ای مبتلا شد و به دلیل همین عارضه، شش سال بعد، یعنی در سال هشتم هجری از دنیا رفت.

ابن کثیر از علمای متعصب سنی، از قول صحابه درباره زینب مینویسد: ماتَت شهِیده.

استادِ ابن ابیالحدید این دو ماجرا را مشابه یکدیگر میبیند و مهاجمین را در برخورد با صدیقه طاهره‌علیها‌السلام و سقط فرزند آن بانوی بزرگوار (حضرت محسن‌علیه‌السلام) همانند «هبار» محکوم به مرگ مینماید؛ چرا که او نیز به نیکی دریافته است که علت درگذشت صدیقه طاهره‌علیهاالسلام و زینب یکسان بوده و «سقط فرزندشان» در اثر ایجاد هراس و تولید وحشت توسط مردان مهاجم میباشد.

5- ماجرای «احراق» نزد اهل تسنن دارای چه پیشینهای است؟ این ماجرا در مدارک امروزی چگونه تحریف شده است؟

پاسخ:

مدارک امروزین اهل تسنن، به وقوع «احراق» و آتشافروزی در ماجرای «هجوم اصلی» به خانه صدیقه طاهره‌علیهاالسلام اشارهای نمی‌کند. در این منابع، تنها «تهدیدهای جدی عمر بن خطاب برای به آتش کشیدن خانه و جمعآوری هیزم جهت اجرای این تهدید» ثبت شده است.

در مواردی حتی تلاش شده است بر ماجرای «تهدیدهای خشونتبار عمر بن خطاب به آتشافروزی» نیز سرپوش گذاشته شود و سخن «عمر بن خطاب» که اهل خانه را به آتشافروزی تهدید میکرد، به جملاتی مانند «آن کار را انجام می‌دهم!» تغییر یافته است!؟

برخی شواهد و قرائن، حاکی از آن است که در قرن‌های هشتم و نهم هجری قمری، بعضی از بزرگان اهل تسنن، به انکار صریح ادعای شیعیان مبنی بر «وقوع احراق و تحقق آتش‌سوزی» اقدام ننمودهاند. شاید این سکوت از آن‌جا ناشی می‌گردید که در آن زمان (نزدیک به 500 سال پیش)، هنوز منابع اهل تسنن از اسناد وقوع این آتشافروزی، به طور کامل پاک‌سازی نشده بود و شیعیان میتوانستند با استناد به برخی مدارک اهل تسنن، «وقوع احراق» را به اثبات برسانند. [ادامه پاسخ ضروری نمی‌باشد.]

خواجه نصیر الدین طوسی از علمای بزرگ شیعه، در کتاب «تجرید الاعتقاد» که با شرح علامه حلی به چاپ رسیده است، چنین مینویسد:

[ابوبکر، گروهی را] به سوی خانه امیرمؤمنان‌علیه‌السلام فرستاد، آن هنگام که ایشان از بیعت [با ابوبکر] امتناع کردند. پس خانه را به آتش کشید در حالی که فاطمه‌علیهاالسلام در آن بود.

شمس الدین اسفراینی و علاء الدین قوشچی ـ که از علمای سرشناس اهل تسنن در قرن‌های هشتم و نهم هجری هستند، ـ هر دو، بر کتاب خواجه نصیر الدین طوسی ردیه نوشتهاند.

اما این دو، زمانی که به جمله‌های فوق رسیده‌اند، نه تنها کلام محقق طوسی را منکر نشدهاند، بلکه در صحت روایت فوق، شک نیز نکردهاند و آن را ضعیف هم نشمردهاند.

جالب آن است که رویه این دو، انکار سخنان محقق طوسی بوده است و هر دو از علمای متعصب اهل سنت میباشند؛ چنان‌که این موضوع را از نقد آنان بر آثار شیعه میتوان استنباط کرد.

این موضوع، نشانگر آن است که تا قرن نهم هجری، انکار این ماجرا به سبب وجود برخی مدارک، مشکل بوده است.

6- ماجرای شهادت فرزند حضرت زهراعلیهاالسلام (محسن) در کتاب «المعارف» چگونه مورد تحریف قرار گرفته است؟

پاسخ:

عالم شیعی ابن شهر آشوب مازندرانی در کتاب «مناقب آل ابیطالب»، در قسمتی که نام فرزندان صدیقه طاهره‌علیهاالسلام را میآورد، جملهای را از قول دانشمند سنی ابن قُتَیبه دینَوری بازگو میکند:

و در [کتاب] معارف ابن قُتَیبه آمده است که محسن بر اثر ضربه شدید قُنْفُذ عدوی [غلام عمر بن خطاب] از بین رفت.

اما در چاپ‌های امروزین این کتاب، با کمال تعجب، تنها جمله زیر را مشاهده میکنیم:

اما محسن بن علی، هلاک شد در حالی که کوچک بود.

بدین ترتیب، ماجرای فرزندی که حضرت صدیقه طاهره‌علیهاالسلام در جریان «هجوم اصلی»، سقط نمود و نیز نام یکی از قاتلان آن فرزند و حادثه اصابت ضربه شدید به صدیقه طاهره‌علیهاالسلام تحریف گردیده و با عبارت «وفات کرد در حالی که کوچک بود» جابه‌جا میشود.

7- به نمونه‌ای از تحریف در کتاب صحیح بخاری اشاره کنید.

پاسخ:

مسلم بن حجاج نیشابوری در کتاب خود که به «صحیح مسلم» شهرت دارد، می‌نویسد:

پس عمر [امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام و عباس عموی پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله را مخاطب قرار داده] چنین گفت:

شما دو نفر ابوبکر را دروغگو، گناهکار، حیله‌گر و خائن دانستید...

ماجرای فوق به روشنی نظر امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام را نسبت به ابوبکر ـ آن هم به اعتراف خلیفه دوم ـ بیان میکند.

مؤلف صحیح بخاری، عبارت «دروغگو، گناهکار، حیله‌گر و خائن» را به عبارت دیگری تبدیل کرده و به جای همگی این اوصاف می‌نویسد: کذا و کذا.

8- چگونه ابن ابی‌الحدید برای تبرئه خلفا تلاش می‌کند؟

پاسخ:

ابن ابیالحدید معتزلی پس از اشاره به ماجرای یورش به خانه صدیقه طاهره‌علیهاالسلام و همچنین غصب اموال آن حضرت‌علیهاالسلام توسط خلیفه وقت، در مقام نتیجهگیری مینویسد:

آنچه نزد من درست میباشد، این است که:

او (حضرت زهراعلیهاالسلام) وفات یافت در حالی که از ابوبکر و عمر ناراحت و غضبناک بود و وصیت کرد که آن دو بر جنازه او نماز نخوانند.

و [البته] این از اموری است که نزد اطرافیان ما [و همکیشان و هماعتقادان ما،] برای آن دو بخشیده شده میباشد.

پس جایز نیست که در این ماجرا، به آن دو نگاه بدبینانه داشته باشیم؛ و خداوند بخشنده و عفوکننده است و بر فرض، اگر ثابت شود که خطا و اشتباهی بوده است، گناه کبیره نبوده و [فقط] از جمله گناهان صغیره محسوب میشود.

[نقل به مضمون کافی است.]

 

سایت کاتبان فاطمیّه

katebanefatemiye.comkatebanefatemiye.comkatebanefatemiye.com

آمار

اعضا : 432
محتوا : 283
بازدیدهای محتوا : 40585

ترافيک سايت

 136 مهمان حاضر

دانلود برای اعضا

کلیه حقوق سایت متعلق به مرکز پاسخ گویی به شبهات فاطمیّه می باشد